جهان تک ساختاری

:جهان هستی یک ساختار بیشتر ندارد و همه‌ی اجزای آن از شعور و هوشمندی آفریده شده است. مطالب زیر نشان خواهد داد که

ماده و انرژی در میدان شعوری شکل گرفته و بدون وجود چنین میدانی، هیچ گونه انرژی‌ای نمی‌تواند وجود داشته باشد. (ماده خود انرژی متراکم است) لذا جهان هستی یک ساختار بیشتر ندارد و آن چه را که انسان به عنوان ابعاد می‌شناسد، (مانند فضای سه بعدی و زمان) همگی در این میدان شعوری است که معنا پیدا می‌کنند و در این میدان شکل گرفته و ایجاد شده‌اند.

شبکه‌ی شعور کیهانی

اکنون این شعور و هوشمندی را از نقطه‌ی نظر تئوری بررسی نموده و به همین منظور بحثی به نام “سکه‌ی وجودی”را مطرح می‌نماییم، تا در خلال این بحث بتوانیم هوشمندی حاکم بر جهان هستی را اثبات کنیم: وجود هر چیزی را درعالم هستی، مانند سکه‌ای در نظر می‌گیریم که دو رو دارد: واقعیت وجودی و حقیقت وجود

m1

واقعیت وجودی

واقعیت وجودی هر چیزی، به ما نشان می‌دهد که آن چیز وجود دارد، واقع شده، اتفاق افتاده و حادث شده است؛ بدون این که علت، چگونگی و نحوه‌ی وقوع آن، اهمیتی داشته باشد. این بخش از وجود، یا قابل مشاهده است، یا اثر خود را روی محیط می‌گذارد، یا قابل ثبت و ضبط و اندازه‌گیری بوده و یا ممکن است چند مشخصه از مشخصات فوق را داشته باشد. برای مثال، وجود یک تکه سنگ واقعیت دارد چراکه آن سنگ حادث شده و به وجود آمده است؛ چه نحوه‌ی به وجود آمدن آن را بدانیم و چه ندانیم. بعضی چیزها را هم ممكن است كه نبینیم و حسی روی آن نداشته باشیم ولی واقعیت داشته باشند. مثلاً، اشعه‌ی مادون قرمز واقعیت دارد، هر چند که نمی‌توانیم آن را ببینیم و یا لمس کنیم، اما قادر هستیم آن را با تجهیزاتی اندازه‌گیری نماییم؛ حتی مورد بهره‌برداری عملی قرار دهیم

حقیقت وجودی
حقیقت وجودی، موضوع‌هایی را در مورد واقعیت وجودی مورد بحث و گفتگو قرار می‌دهد که عبارتند از:                            الف) علت وجودی و نحوه‌ی وقوع
برای مثال، یک تکه سنگ چگونه به وجود آمده است؟ و یا جهان هستی چرا پیدایش یافته است؟
ب) طرح وجودی و مسایل پشت پرده‌ی واقعیت وجودی
هر واقعیتی به دنبال طرح و نقشه‌ای می‌بایستی اتفاق افتاده باشد و با بررسی مسایل پشت پرده‌ی هر واقعیتی، می‌توان با طرح و نقشه‌ی وجودی آن واقعیت مواجه شده و آن را مورد مطالعه قرار داد. مثلاً، انسان چرا و به چه منظوری به وجود آمده است؟ و یا فلسفه‌ی خلقت جهان هستی چیست؟
ج) کیفیت وجودی هر پدیده
حقیقت وجودی، چگونگی و کیفیت وجودی یک واقعیت را زیر ذره‌بین قرار داده آن را مورد بررسی قرار می‌دهد و این که آیا اصولاً چیزی وجود خارجی داشته و یا این که مجازی می‌باشد؟ برای نمونه، در مورد تصویر یک شی در آینه، حقیقت وجودی به ما می‌گوید که تصویر آن شی، واقعیت وجودی داشته و در آینه واقع شده است؛ ولی حقیقت وجودی ندارد زیرا مجازی است. پس چیزهایی می‌تواند در عالم هستی واقعیت داشته و واقع شده باشند، اما از حقیقت وجودی برخوردار نباشند.
حال جهت شناخت “شبکه‌ی شعور کیهانی” لازم است واقعیت و حقیقت وجودی جهان هستی را مورد بررسی دقیق‌تری قرار بدهیم و به دنبال این بحث، موضوع “جهان مجازی” را مطرح می‌کنیم
جهان مجازی

فرض کنید مطابق شکل (الف۱) تیغه‌ای داریم که می‌تواند حول محور وسط آن بچرخد. حال سوال می‌کنیم: آیا این تیغه در حالت ثابت واقعیت وجودی دارد یا خیر؟

m2پاسخ این سؤال مثبت است، زیرا این تیغه حادث شده و واقعیت دارد. حال اگر مطابق شکل (ب۱) این تیغه را حول محور آن به سرعت به چرخش درآوریم، آنچه را که مشاهده می‌کنیم، استوانه‌ای است که قطر قاعده‌ی آن، قطر تیغه و ارتفاع آن، ضخامت تیغه خواهد بود (شکل۲)

m3

اکنون اگر سؤال شود که “آیا این استوانه واقعیت دارد؟” جواب ما به این پرسش مثبت خواهد بود زیرا این استوانه حادث شده و به وجود آمده است، بنابراین واقعیت دارد

اگر سؤال شود که: “آیا این استوانه، حقیقت نیز دارد؟”جواب به آن منفی است، زیرا چنین استوانه‌ای وجود خارجی نداشته و هر زمان که تیغه را از حرکت باز داریم، استوانه ناپدید می‌شود. بنابراین استوانه یک حجم مجازی و ناشی از حرکت تیغه است، لذا درست است که این استوانه واقعیت دارد،ولی فاقد حقیقت وجودی است

در ادامه به دنبال این مشاهده و بررسی آن، به طرح سؤالات دیگری می‌پردازیم

  • آیا جهان هستی واقعیت وجودی دارد؟

جواب به این پرسش قطعاً مثبت است، زیرا ما وجود داریم و می‌توانیم جهان هستی را مشاهده کنیم

  • آیا جهان هستی، حقیقت وجودی نیز دارد؟

برای پاسخ به این پرسش، به بررسی اجمالی و سریعی از ساختار جهان هستی- در حدی که تا کنون قابل مشاهده و بررسی بوده است- می‌پردازیم. می‌دانیم که جهان هستی از ماده و انرژی شکل گرفته است (در اصل فقط از انرژی- رجوع به جهان تک ساختاری)

در ابتدا بخش ماده را (که شامل اجرام سماوی است،) زیر نظر گرفته و ساختمان آنها را مورد مطالعه قرار می‌دهیم. این اجرام از مولکول‌ها تشکیل شده و مولکول‌ها نیز از اتم‌ها تشکیل شده‌اند و اتم‌ها نیز به نوبه‌ی خود از ذرات بنیادی و ضد ذرات آنها شکل گرفته‌اند و این سیر تا منهای بی‌نهایت در دل اتم ادامه دارد به طوری که ابتدایی برای آن نمی‌توان یافت. همان گونه که انتهایی نیز ندارد. به قول شاه نعمت الله ولی

در محیطی بیکران افتاده‌ایم     نیســت ما را ابـتـدا و انـتـها

Leave a comment